احمد رضا
اکبرعبدی میگوید: یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟ گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟ گفتم: آره! گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم!!
احمد رضا
توسط موبایل
صــــــــــــــدف تولدته؟؟؟؟؟؟هااااااااااان؟؟؟؟@sada
احمد رضا
جهان سوم جایی است که اگر یه دختر سیگار بکشه پسره به چشم یه هرزه نگاهش میکنه اما وقتی پسره سیگار میکشه دختره بهش میگه چقدر سیگار کشیدنت رو دوست دارم
احمد رضا
مردم شهری که همه در آن می لنگند به کسی که راست راه می رود می خندند!!! اینم از احوال مردم ماست
احمد رضا
من بودم تو و یک عالمه حرف... ... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...
احمد رضا
رو شیشه عکاسی زده بود : قابل توجه پسرا ، «عکس [!]بوک در کمتر از ده دقیقه!» لایکخور! تضمینی !!!!..................
احمد رضا
بین رد رژ لب رو یقه تا جای ریمل رو شونه، یه دنیا غم فاصله ست..........
احمد رضا
مرگ از زندگي پرسيد : آن چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم؟ زندگي لبخندي زد و گفت : دروغهايي که در من نهفته است و حقيقتي که تو در وجودت داري !
احمد رضا
بـاران کـه می بـارد ؛ دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود ؛ راه می افـتم بـدون ِ چـتـر من بـغض می کنـم آسمـان گـریـه................