احمد رضا
حاجی سرمایه دار تا سحر قرآن به سر گرفت و گناهانش آمرزیده شد اما کارگر خسته کنار سفره افطار خوابش برد و گناهان امسال اش به گناهان قبل افزوده شد.....
احمد رضا
صبح زود مادری برای بیدار کردن پسرش رفت مادر : پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر : اما چرا مامان ؟ من نمی خوام برم مدرسه مادر : دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه ؟ پسر : 1- همه بچه ها از من بدشون می یاد ......2- همه معلم ها از من بدشون می یاد مادر : اُه خدای من ! این که دلیل نمی شه زود باش تو باید بری به مدرسه پسر : مامان دو دلیل برام بیار که چرا من باید برم مدرسه ؟ مادر : 1- تو الآن پنجاه و دو سالته 2- تو مدیر مدرسه هستی !
احمد رضا
وقتی کسی تو را عاشقانـــــــه دوستــــــ دارد شیوه ی بیــان اســم تــــــــــو در صدای او متفاوت استــــ ـ .........و تــــو می دانــی که نامتـــــ ـ در لبهـــای او ایمن استـــــ...
احمد رضا
ﭘﺪﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﭘﺴﺮ ﮐﻪ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺵ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﯿﺶ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭘﺪﺭ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺑﻮﺩ ﭼﻨﺪ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﻧﻘﺸﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﮐﻦ . ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻋﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﺩﺍﺩ. ﭘﺪﺭ ﺩﯾﺪ ﭘﺴﺮﺵ ﻧﻘﺸﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﻭ ﮐﺎﻣﻼً ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺸﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯽ؟ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻋﮑﺲ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺻﻔﺤﻪ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ . ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺸﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ
احمد رضا
بخدا قسم اگه جنیفر لوپزو در سمت راست تختخوابم و آنجلینا جولی رو در سمت چپِ تختخوابم بگذارند و لیدی گاگا رو بصورت رزِرو پایین تختم بگذارند و بگویند تو را بی خیال شوم ... اصلا این کارو نمیکنم ...!!! تو عشق یه همچین آدمیم به خدا!!!!!!!!!
احمد رضا
ســـــــــــــلام ..........خوبین.....تقدیم به همه............
احمد رضا
توسط موبایل
همیشه مث یه توپ پره باد باش که هرچی محکم تربه زمین بخوری بیشتر بالا بری .....
احمد رضا
توسط موبایل
دنبــــــــــــــالر معذرت میخام.......منو بــــــــــــبــــــــــــــــخـــــــــــــــش...
احمد رضا
توسط موبایل
ســـــــــــــلام عـــــــــــــــرض مینماییم...........
احمد رضا
توسط موبایل
امشب سر مهربان نخلی خم شد***در کیسه نان بجای خرما غم شد/در کنج خرابه ها زنی شیون کرد***هم بازی کودکان کوفه کم شد......التماس دعا..
احمد رضا
تو تاکسی نشسته بودم که چیز عجیبی دیدم! تو خیابون منتهی به میدون ولیعصر و در ساعت اوج شلوغی دو تا دختر خانم سوار بر دوچرخه! خیلی راحت داشتن رکاب می زدن و می رفتند لازم به توضیح نیست که چشم همه بهشون خیره شده بود! اما یکی از مسافرا گفت آفرین به اینا که دارن کاری رو که دوست دارند می کنند! منم میخواستم بگم آفرین به این شجاعت!
احمد رضا
بعضی از آدمها را باید از زندگی عاطفیات حذف کنی..............
احمد رضا
بریز بیرون اما فراموش کن اونایی که زود عصبانی میشن، زودم یادشون میره اما اونا که دیر عصبانی میشن دیر یادشون میره
احمد رضا
سلاااااااااااااااااااااااام به همه دوستای گل............