دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツglorious sunツخورشید بانو

دختر ها شیطنت های خاص خودشان را دارند! برچسب هرزگی بر خنده های آنان نزن!!!!!!!!!!!!! درباره »
ツglorious sunツخورشید بانو
زن - متاهل
امتیاز: 7506

دنبال‌شدگان

(803 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(748 کاربر)

گروه‌ها

(99 گروه)

بازدید

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

منــــو با نـــــگیر مــــن چیـــزیهـــ کــــه ... امــــــا مــــــن داره بــــه اینکـــهــ ” ” باشیـــــ

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو
توسط موبایل

بچه برام دعا کنین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

[!]ااااااااااااااااااااااااااااااااا چرا هیچکی جواب گوی هیچکی دیگه نیس

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

عاغ چرا اینقد سرعت کمه

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

وای خدا شکرت....دوباره ...دوباره ..... نبودی.... کشیدنم سخت شده بود...

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو
توسط موبایل

امشب که از کتابخونه اومدم بیرون یه اقای پیری که لباس کارگری تنش بود گوشه خیابون نشسته بود.....اینقده دلم براش سوخت داشتم نگاش میکردم....اومد جلو....گف دخترم....ببخشید توروخدا از صب رفتم کارگری..صاب کارم پولمو نداره میخوام برم خونمون فلان جاس ....پول ندارم...500تومن میدی خودمو برسوتم خونمون....پولتو میندازم برات صندوف صدقات....خیلی دلم براش سوخت همه پولی که داشتمو دادم بهش....فقط 500شو برداش باقیشو برگردوند....گف من که گدا نیستم دخترم....خیلی خجالت کشیدم خیلی....

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو
توسط موبایل

صبح که رفتم هوا گرم بود اما ساعت 7 که از کتابخونه اومدم بیرون خیلی سرد بود منم که لباس گرم نداشتم یخ زدم...فک کنم یه سرماخوردگی رو افتادم

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو
توسط موبایل

سلام اهالی....

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

صبح صبحونه نخوردم....ظهرم وَخ نشد نهار بخورم...شام دیگه مونده بودم چکارکنم.....اومدم خونه ...بابا نیمرو پخته بود دید دارم نگاه میکنمش...دلش برام کباب شد...منم تارف کرد بیام بخورم...منم که چشم سفید....ورش داشتم همشو تنهایی خوردم....چسبیدها...بعدشم یه چایی توپ

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

امروز سرویس دانشگاه یه ترمزی...وحشتناک...ملت (دختر و پسر)ولو شودن رو سرُ هیکل همدیگهیه وضی بود

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.....شبانگاهتون شیک......میدونم دلتون برام تنگ شده بود

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

[!] ما باید بریم دیگه....دارن لپ تاپُ زورکی ازم میگیرن

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

خیلی خـوبَـم ... خیـــلی ,

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

اون خطابی که زدی و پاک کردی رو تا آخر عمرت مدیون منی.اینو گفتم که بیای خودتو معرفی کنی.

ツglorious sunツخورشید بانو
ツglorious sunツخورشید بانو

دلم پُر است · پُـــرِ پُـــرِ پُـــر..... · آنقــــــدر که گاهی اضافه اش، از چشمانم می چـــــکد