ویدا
غم قفس به کنار، آنچه عقاب را پیر می کند، پرواز زاغ بی سروپاست!
ویدا
میتوان باهم بود بی هراس از همه فاصله ها ... میتوان دلخوش کرد به صدای تپش ثانیه ها ... ای صمیمی ای خوب، باشما هست دلم باوجود همه فاصله ها!
ویدا
صبوری با خانواده عشق است، صبوری با دیگران احترام است، صبوری با خود اعتماد به نفس است و صبوری در راه خدا، ایمان است...
ویدا
وقتی که دیگر نبود، من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت من، به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمیخواست مرا دوست داشته باشد، من اورا دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد ،من شروع کردم. وقتی که او تمام شد،من آغاز شدم. و چه سخت است، تنها شدن .
ویدا
ديروز را دانسته آمديم امروز ندانسته عاشقيم و فردا روز را ... ای رِندِ مانده بر دوراهیِ دريا و دايره خدا را چه ديدهای!... علی صالحی
ویدا
برای تو که دوستت داشتم... دوستت داشتم ... زیاد ... خیلی زیاد ... اما زبانم به گفتن نمی چرخید... صبر کردم ... سال های سال.... من سال ها برای ابراز علاقه به تو سکوت کردم. زبانم نچرخید. گفتم که چرا ... نشد ... نشد ... نشد ... و وقتی پس از سال ها دانستم که علاقه ام به تو دو-سویه بوده، دنیا بر سرم آوار شد.... گفت و گوهایی دیرهنگام و... بی نتیجه!حالا هم سکوت می کنم. به پاسداشت تداوم آرامش زندگی امروزت. میراث تو برای من سکوت بوده است... سکوت...!






13 سال و 1 ماه و 11 روز و 35 دقيقه قبلویدای من

13 سال و 1 ماه و 11 روز و 33 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 11 روز و 30 دقيقه قبل