@نــازی SG گر باز دگرباره ببینم مگر اورا@ دارم ز سر شادی بر فرق سر او را@ با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید@ تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را@ سوگند خورم من به خدا و به سر او @کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را@ چندان که رسانید بلاها به سر من@ یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را @هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه @رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را
قابلی نداشت
13 سال و 5 ماه و 3 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبل

13 سال و 5 ماه و 3 روز و 10 ساعت و 45 دقيقه قبل