taha khan
وصیت غضنفر : من از شب اول قبر میترسم منو شب دوم خاک کنید
taha khan
زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه: من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب به من بگو شوهر: بیناییت فوق العادست عزیزم
taha khan
شاید سالها بعد در گذر جاده ها بى تفاوت از کنار همدیگر بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
taha khan
نه گوسفندان عاقل خواهند شد و نه گرگ ها سیر ! پس پایانی برای قصه ها نیست .
taha khan
کاش دهخدا می دانست دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…. تعریفش فقط دو حرف است “تو”
taha khan
درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو ! استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو
taha khan
زندگی کوتاه است و راه دراز و فرصت ها زود از دست میروند .
taha khan
وسعت دنیای هر کس به اندازه وسعت اندیشه اوست
taha khan
شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد.