tania
سخت است هر روز روشن بودن چراغ آیدیت در این گوشه , وقتی که نه من بهانه ای برای سلام دارم و نه تو علاقه ای برای آن ....
tania
هیچکدام از آرزوها برای در کنارم ماندن تلاش هم نکردند... من و تنهایی و یاد تمام آنها ماندیم تا تو بزرگترین آرزوی رفته باشی...!
tania
درد دارد وقتی: همه چیز را میدانی و فکر میکنند نمیدانی ... و غصه میخوری که میدانی و میخندند که نمیدانی ...!
tania
چه خنده دار که : ناز را ميکشيم آه را ميکشيم انتظار را ميکشيم فرياد رامي کشيم درد را ميکشيم ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم که بتوانيم دست بکشيم ...!
tania
ایـن بــار چَشمـــانـَـم بـــاز بــود کِـه تـو گُــم شــدی پیـدایــت کـِــه کـــردمـ ... ... در آغـــوش دیگــــری بـــــودیـــ ...!
tania
وجودم یک "حرف "است و "زیستنم" تنها "گفتن" همان یک حرف