hesam
گفتی لب تر کن تا دنیا را به پایت بریزم .... حالا من چشم تر میکنم می آیی ؟
hesam
سخت بود فراموش کردن کسی که با او همه چیز و همه کس را فراموش میکردم
hesam
کاش کسی باشد تا بغضهایم را قبل از لرزیدن چانه ام بفهمد کاش ...!!!؟
hesam
دیکتاتور تویی و آغوشت که هر بار مرا تسلیم میکند ... !!!؟
hesam
این بی تفاوتیها ..... این بی خبری ها ..... گاهی دیدار از سر اجبار ...... نبودن ها .... ندیدن ها ..... یعنی برو ...... گاهی چقدر خنگ میشویم ما !!!؟
hesam
تنهایی حق کسیست که خیانت میکند ...... اما نصیب کسی میشود که وفادار است
hesam
مثل ندارد میم های مالکیتی که از زبان تو میشنیدم
hesam
مشترک مورد نظر این روزهایت کیست که دیگر در دسترس بودن یا نبودن من برایت مهم نیست ... ؟