javad
مرا اندوهی ست، که تو ،هرگز...... برایش، تولدی نخواهی یافت..... اندوهی که مرگی نیزبرایش نیست...
javad
ما به هم نمی رسیم امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت . .
javad
به سلامتی اونی که ،
اگه صد دفعه هم ناراحتش کنی،
هربار میگه این بار آخریه که می بخشمت،
ولی بازم با اخم میاد تو بغلت
javad
هی فلانی... من زاده ی تنهاییم ، خدا تو را برای " او " نگه دارد
javad
حسرت دیدن گنبد طلا حرمت داره مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه اونقدر از تو دور شدم که این روزا حس میکنم غم غربت یه دنیا روی شونه ی منه اونقدر از تو دور شدم که این روزا حس میکنم همه ی جهان فقط قد یه زندونه برام من که عمریه هواییه یه بار دیدنتم بگو پس کی نوبت من میشه پابوست بیام میدونم پاتوق هرچی دل شکستس حرمه هرکی از غربت این زمونه خستس حرمه هر کی از دنیا بریده این روزا سمت توئه هرکی هرچی که دره به روش بستس حرمه//////مهدي احمدوند//////
javad
به سلامتی اونی که، اگه صد دفعه هم ناراحتش کنی، هربار میگه این بار آخریه که می بخشمت، ولی بازم با اخم میاد تو بغلت
javad
چه شورها پیوست به این شکسته بیدار٫با شکستن خواب؛ ستاره بود و رواق بلند شب تاریک! صدای نبض زمان بود صدای بال درخت صدای پای نسیم صدای نرم غزل های آب٫در مهتاب. همان ترانه غمگین که می سرود سپهر همان حکایت مبهم که می نوشت شهاب. ستاره را گفتم: کجاست مقصد این کهکشان سرگشته؟ کجاست خانه این ناخدای سرگردان؟ کجا به آب رسد تشنه٫ با فریب سراب؟ ستاره گفت که: خاموش! لحظه را دریاب.
javad
همه جا پر شده که
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
من می گویم حق دارند
چون دوست داشتن های ما بودار است
بوی سوء استفاده
بوی خیانت
بوی دروغ و بازی می دهد..
javad
دوستش دارم بزرگیش را ، سکوتش را ، عظمتش را ، اُبهتش را ، تنهاییش را ، حکمتش را ، صبرش را ، و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن ! خدا را میگویم …
javad
هرکی عزیزی داره که سفر کرده کسی که چهرشو رو هرگز فراموش نمیکنی بچهها امروز پنجشنبهس اگه امروز یادش نکنیم نامردیه من که خیلی دلم برای رفيقم اصغر تنگه يك ساله سفر کرده ولی حرفاش هنوز تو گوشمه ای خدا دلم تنگه تا کی ....
javad
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری! چه بی تابانه تو را طلب می کنم! بر پشت سمندی ... گویی، نو زین که قرارش نیست و فاصله تجربه ئی بیهوده ست بوی پیرهنت این جا، واکنون... کوه ها در فاصله سردند دست، در کوچه و بستر حضور مانوس دست تو را می جوید و به راه اندیشیدن یاس را، رج می زند بی نجوای انگشتانت فقط... و جهان از هر سلامی خالی است
javad
وقت دعا خجالت نکش ، نگو من گناهکارم و صدامو نــمیشنوه اونـی که اون بالاست بیشتر از اونی که تو فکر میکنی هــــواتـو داره . . .
javad
فکرشو کن... اینهمه حرف روی کیبورد باشه ولی تو نتونی اون چیری رو که میخوای... اون چیزی که حرف دلته رو تایپش کنی... سلامتی حرفای دلم و دلت که هیچکی ازش خبر نداره...
javad
برای هر کس که رفتنی ست، فقط باید... کنار ایستاد... وراه را باز کرد... به همین سادگی!
javad
هى کثافت ! بيا باهم بازى کنيم: تو پاکت های خالی سیگارم" رو بشمار، من هم "شماره هاى غريبه هاى توى گوشى ت رو ...