وهاب سيد چورته
هرگز به کسی که دوسش نداری دروغ نگو.. ممکنه اون با حرفت برای خودش دنیایی بسازه که وقتی بری تمام وجودش مثل شیشه خورد بشه.. بخدا گناهش یه عمر همراهته و آهش از هزار شمشیر برنده تره... حواست باشه
وهاب سيد چورته
هـــــی لعنتی تو ارزش این دلتنگی های منو نداری... اما من عاشق بودم... چرا منو به اینجا رسوندی ؟
وهاب سيد چورته
یعنی انقدر پیر شدم هیشکی نظر نداد ؟ اینم ی عکس دیگه ! یعنی انقدر پیر شدم ک کسی نظر هم نمیده ؟
وهاب سيد چورته
جاتون خالی امروز رفتیم ییلاق . به به چه هوایی ! جای همتون خالی خیلی خوش گذشت خدایی ! اینم منم ها . چطوره ؟ خیلی پیر شدم ؟
وهاب سيد چورته
بعد از مدتها بالاخره سرم خلوت شد و آمدم اینجا . آخ چ حال و هوای خوبی داره اینجا . یه حس نازی به آدم میده
وهاب سيد چورته
هرچي كه يار گفت دلم گفت به چشم / از گل و خوار گفت دلم گفت به چشم .... هرجا كه يار بود دلم گفت برو / با گل و خوار بود دلم گفت برو
وهاب سيد چورته
عشق بازی کار فرهاد است و بس / دل به شیرین داد و دیگر هیچکس / مهر امروزی فریبی بیش نیست / مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟
وهاب سيد چورته
ارزان تر از آنچه که فکرش را بکنی بودی ، اما برای من گران تمام شدی
وهاب سيد چورته
یه روزی من بودم نفسش ! ولی بعد شدم عامل تنگی نفسش ! رفت سراغ یه نفس تازه !
وهاب سيد چورته
کاشکی “یکی” بود … که … فقط با “یکی” بود …