وهاب
دو درویش که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از جایی به جای دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. یکی از آنها بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند. دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام درویش دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: «دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.» با شما بودم اونطرف و نگا نکن
وهاب
بودنت حتی همین قدر محال تن پوشی است بر عریانی روح خالی ام.... باش .... حتی همین قدر دور ... حتی همین قدر محال هر چه هستی باش ... شاید سهم من از تو همین دوری و محال بودن است عزیز همین خواستن ها نرسیدن ها
وهاب
من اونی که دنبال شیعه شدن یا نشدن اینشتین هست رو کاری باهاش ندارم. ولی به خاطر اونایی که سرچ کردن «چگونه اینشتین شویم» هم که شده از آمریکا میخوام همه گزینهها رو از رو میز برداره و فقط «با خاک یکسان کردن» رو باقی بذاره
وهاب
دل تنگم! دل تنگِ خیلی چیزها دل تنگ این همه دل تنگی ها چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت! دل تنگم دل تنگ نیمه شبهای دل تنگی دل تنگ این همه نبودن ها دل تنگ این همه دل تنگی ها دل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبست دل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست و تمام هست هایی که نیست! حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!! دل تنگ تر نیز خواهم شد می رسد روزی که بگویم: دلم برای آن روزها ی دل تنگی تنگ شده!!
وهاب
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل بستن به طاووسیست که تنها زیبایی دارد........
وهاب
در هجوم لحظههای تلخ جدايی سکوت تنها يادگار با تو بودن است
وهاب
اندوه ِ پروانه بودن سوختن نیست نرسیدن است
وهاب
لمس تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد داغیِ لبت ، جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس خاتون من! حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ، یک بوسه یک نگاه حتی حرامم باد ! اگر تو عاشق من نباشی... شاملوی بزرگ
وهاب
مدت هاست... دیگر نه به آمدن کسی دلخوشم... و نه از رفتن کسی دلگیر بی کسی هم عالمی دارد !
وهاب
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ... دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ... چون به قلب همدیگه زخم زدن ... نمیتونن دشمن همدیگه باشن ... چون زمانی عاشق بودن ... تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن ..
وهاب
در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زد گفتم صنما ،قبله نما، بلکه تو باشی توباشی توباشی