كوچيك
حضور هيچ كس در زندگي ما اتفاقي نيست...خداوند در هر حضور جادويي نهان كرده براي كمال ما...خوشا انروز كه دريابيم جادوي حضور يكديگر را....
كوچيك
من آهنگ غريب روزگارم...غمي در انتهاي سينه دارم...تمام هستيم يك قلب پاك است...كه آنرا زير پايت ميگذارم
كوچيك
دلم به بهانه هميشگي گريست . بگذار بگريد و بداند هر آنچه خواست نيست
كوچيك
درون دل كه ژيدا نيست پر از زندان و زندانيست تو را محكوم دل كردم نميدانم دليلش چيست سبب شايد همين باشد بدون تو نبايد زيست!
كوچيك
هيچ باراني جاي پاي تورااز كوچه قلبم نخواهد شست......
كوچيك
ما نه آنيم كه در بازيتكراري اين چرخ فلك. هر كه از ديده ما برفت زخاطر ببريم....
كوچيك
زخمي بر پهلويم است... روزگار نمك ميپاشد... ومن پيچ و تاب...ميخورم و همه گمان ميكنند كه ....مي رقصم....!
كوچيك
دلگيري تاوان لحظه هايي است كه دل ميبنديم.دل بستن خطاست اما زيبا.......