دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صفحهٔ اول پاراگراف دوم مکث کرد...مثل همیشه لباس سیاه شب رو به تن کرد از پله‌ها به سرعت پایین میرفت من اون رو میشناختم! در ورودی رو باز کرد یه درشکهٔ سیاه جلوی در بود کنار مرد غریبه نشست و دست تکون داد :شب با پول بر می‌گردم!!

1389/11/03 - 13:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)