دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند روز پیش میخواستم بگم تاسوعا و عاشورا گفتم تاشورا و عاسورا...این اتفاق ناگوار جلوی همه بچه های کلاس رخ داد و من

1389/11/11 - 19:45 در سوتی
13 ديدگاه
Mahla

همش خاطره میشه . . . از زمین خوردن که بدتر نیست . . . هست ؟. . .

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 24 دقيقه قبل
Ӎѻʝȶɑƀɑ➠

نههههههههه....اینا همه ثبت میشه...میشه یه خاطره جالب...

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 21 دقيقه قبل
Mahla

حالا فکر کن من جلو کلی پسر نزدیک بود به شیوه ای بسیار جالب بخورم زمین . . . لیز خوردم . . . خودم غش کردم اینقدر به خودم خندیدم . . .

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبل
Mahla

من معروفم به اعتماد به نفس . . . اینقدر خندیدم که هیچ کس روش نشد مسخره کنه . . . فوقش بهم بخندن . . . مگه بده باعث شم آدما بخندن

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبل
محمد

یه بار داشتم با دوستم از مدرسه برمیگشتیم ... رسیدیم به یک میدون ... من مسیرم رو بدون اینکه دوستم بفهمه عوض کردم ... دوستم داشت با یکی از بچه ها صحبت میکرد و سرش یه طرف دیگه بود... بعد که من مسیرم رو عوض کردم ، دوستم فکر میکرد من هنوز کنارش دارم راه میرم ، دستش رو به خیال اینکه من هستم گذاشت رو شونه بقلی .... حالا اون بقلی کی بود ....... یه دختر دبیرستانی ...... واااااااااااای خدااااااااااااا .... فکر کنید چی شد

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبل
Mahla

دختره چی کارش کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 13 ساعت قبل
محمد

طی یک حرکت لوس (ببخشیدا) گفت : اااااااااااااا کثافت .......... من هم دست دوستمو گرفتم سریع در رفتیم چون یکم جمع شدن !
بدجور بقل کرده بود

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 57 دقيقه قبل
Mahla

خب حق داشته بنده خدا . . . خدارو شکر کنید چشاتونو در نیورده

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبل
محمد

فرار کردیم ... واگرنه یه چیزی میشد !

15 سال و 7 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)