دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا من نمی دونم ! شما همتون با حافظ فال میگیرین من با "نیما" فال میگیرم و درست در میاد ! چیکار کنم ؟! خیلی هم حال میده (توی دیدگاه)

1389/12/08 - 00:34 در اشعار فارسی
4 ديدگاه
سجّاد حسینی

چوک و چوک... گم
کرده راهش در شب تاریک
شب پره ی ساحل نزدیک
دم به دم می کوبدم بر پشت شیشه.

شب پره ی ساحل نزدیک
در تلاش تو چه مقصودی است؟
از
اطاق من چه می خواهی؟

شب پره‌ی ساحل نزدیک با من (روی حرفش گنگ) می گوید:
" چه فراوان‌روشنایی در اطاق توست
باز کن در بر من
خستگی آورده شب در من."
به خیالش شب پره ی ساحل نزدیک
هر تنی را می تواند برد هر راهی
راه سوی عافیتگاهی
وز پس هر روشنی ره بر مفری
هست.

چوک و چوک... در این دل شب کازو این رنج می زاید
پس چرا هر کس به راه من نمی آید؟

15 سال و 6 ماه و 24 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبل
چادر به سر

آره شعر های باحالی داره ولی تا به حال باهاش فال نگرفتم

15 سال و 6 ماه و 24 روز و 14 ساعت و 48 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)