شهردار ، به هنگام بازديد از يك بيمارستان رواني از روانپزشك پرسيد : شما چطور مي فهميد كه يك بيمار رواني به بستري شدن نياز دارد يا نه !؟ روان پزشك گفت : ما وان حمام را پر مي كنيم و يك قاشق چايخوري ، يك فنجان و يك سطل جلوي بيمار مي گذاريم و از او مي خواهيم كه وان را خالي كند . شهردار گفت : آهان ! فهميدم ! آدم عادي بايد سطل را بردارد چون بزرگ تر است ! روان پزشك گفت : نه ! آدم عادي درپوش وان را بر مي دارد !! حالا دوست داريد در كدام اتاق تيمارستان ما بستري شويد !!!؟؟ ........................................................ يك : راه حل مسئله هميشه در گزينه هاي پيشنهاد شده نيست دو : در حل مشكل و در هنگام تصميم گيري ، هدف نبايد فراموش شود . در داستان فوق هدف خالي كردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي . سه : همه راه حل ها هميشه در تيررس نگاه نيستند .