دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کوچه‌ی به این باریکی که یه طرفه‌ش دیوار و اونطرفش رودخونه‌س، یه گاو هم با شاخ‌های بلند وسطش وایستاده پامو به زمین میکوبم که بره دورتر، یه تکون میخوره و 10 سانت حرکت میکنه. این وسط هم دارم میترسونم، هم می‌ترسم ... مخصوصا" بعد از دو ساعت تماشای ورزا وار ...

1389/08/17 - 05:52 در بی حجاب از روی دیوارها
16 ديدگاه
مهرداد

مجبوری آخه رفتی اونجا پیش خانوم گاوه !؟

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 58 دقيقه قبل
محمدحسن مزروعی

شاید گاوه هنوز نشناخته تو رو.
بگو که نیمایی سریع میشناسدت.

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل
نیما صابری

@ممد، اتفاقا گفتم رفیق ِ ممدحسن هستم، گفت بفرما برو ...
فقط عین ِ تو یه ذره لهجه داشت

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبل
نیما صابری

@ممد، حرف ِ راست رو از زبون ِ بچه بشنو
@ღ شکوفه ღ، این چه وضعیه آخه ...

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبل
محمدحسن مزروعی

@ღ شکوفه ღ، لطفا اونجا که پیش نیما هستین یکی بزنین تو ملاجش و یه عکس ازش بگیرین و بفرستین اینجا برای تاییدیه.

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 7 دقيقه قبل
محمدحسن مزروعی

تو ببند. بعدا که میاد پیشت.
@ღ شکوفه ღ، اگه این کار رو بکنین یه عمر دعای خیر پشت سرتون خواهد بود.

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت قبل
نیما صابری

دفعه‌ی بعد که رشت دیدیمت، می‌فهمی ...

15 سال و 10 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)