دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مصطفی
مصطفی
mostafaaa_ahmadi

نتیجه وقت نشناس بودن !

1389/12/25 - 02:21
7 ديدگاه
مصطفی

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

15 سال و 6 ماه و 6 روز و 5 ساعت و 39 دقيقه قبل
آلکاپون قرن!

یعنی بــــــــــله با کمی خنده و تعجب!! قابل تعریف نیست این حالت!! متاسفم

15 سال و 6 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 18 دقيقه قبل
آلکاپون قرن!

ربطی به راحتی نداره!!! این قیافه و حالت و لحن گفتن قابل تعریف نیست!!!

15 سال و 6 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 42 دقيقه قبل
مصطفی

به هین باحالی من که خوشم امده شمارو نمیدونم.

15 سال و 6 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)