دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چوپان دروغگو وتصمیم کبری وحسنک کجایی >>>>>>>> دیدگاه >>>>>>>>

1390/01/12 - 13:38
1 ديدگاه
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

گاو ماما میکرد٬گوسفند بع بع میکرد٬سگ واق واق میکرد همه با هم صدا میزدند حسنک کجایی؟شب شده بود اما از حسنک خبری نبود او مدتهای زیادی هست که به خانه نمی آید٬او به شهر رفته ودر انجا شلوارهای جین و تیشرت تنگ به تن میکند٬او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند.دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬کبری تصمیم داشت حشنک را رها کند و دیگر با او چت نکندچون کبری با پترس چت میکرد.پترس دید که سد سوراخ است اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود٬پترس در حال چت کردن غرق شدو مرد.برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما او سردش بود٬ریزعلی چراغ قوه هم داشت اما حوصله دردسر نداشت.قطار به سنگها برخورد کرد و کبری وهمه مسافران مردند.ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬خانه مثل همیشه سوت و کور بود الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او اصلا حوصله مهمان را ندارد٬او آخرین باری که گوشت خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد.و دیگر به همین دلیل است که کتابهای دبستان آن داستانهای قشنگ را ندارد.

15 سال و 5 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبل

بازنشر

(4 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)