دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
یه بیت یا یه شعر کامل؟
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبلخودم قسمت دوم شعر فریدون مشیری ریشه در خاک و می ذارم :
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبلمن اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
@آناهیتا هرچی دوس داری بذار!
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 2 دقيقه قبلبیا که بی تو دلم شوره زار تنهائیست...به عمق خلوت ذهنم هوار تنهائیست....بیا که بی تو چو سیاره های سرگردان....مدام گردش من بر مدار تنهائیست ....مسافری که شب از راه دیده میاید....غریب کشور دل در دیار تنهائیست......مرا به بزم غزلهای ناب راهی نیست...که این قصیده کوتاه.....ز داد تنهائیست
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 8 ساعت قبلآنشب که دلی بود به میخانه نشستیم / آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم / از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب/ ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 8 ساعت قبلهرچند ساده بود خیال رسیدنت
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 59 دقيقه قبلسخت است از تمام وجودم بریدنت
سخت است لحظهای كه به پایان رسیدهاست
در نبض نبض ثانیههایم تپیدنت
حالا كه خواستی بروی لااقل بدان
مرگ من است قصهی تلخ ندیدنت
تو سیب سرخ باغچه بودی كه سالها
دستان من دراز نمیشد به چیدنت
یا طرح تازهای كه قلم موی من نخواست
بر بوم پاره پارهی عمرم كشیدنت
گوشم پر است از همهی آنچه گفتهای
حالا رسیده است زمان شنیدنت...
کدوم شاعر کدوم عاشق کدوم مرد/
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 58 دقيقه قبلتو رو دید و به یاد من نیفتاد/
به یاد هق هق بی وقفه من/
توی آغوش معصومانه باد /
تو اسمت معنی ایثار آبه/
برای خاک داغ خستگی ها/
تو معنای پناه آخرینی/
واسه این زخمی دلبستگی ها/
نجیب و با شکوه و حیرت آور/
تو خاتون تمام قصه هایی/
تو بانوی ترانه هامی اما/
مثل شکستن من بی صدایی/
تو باور می کنی اندوه ماهو/
تو می فهمی سکوت بیشه ها رو/
هجوم تند رگبار تگرگی /
که می شناسی غرور شیشه ها رو( ایرج جنتی عطایی)
اين همان شعري از فزوغ فرخزاد است که نام وي را از ليست کتاب شاعران معاصر حذف کردند:
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 54 دقيقه قبلبر روي ما نگاه خدا خنده مي زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم
زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش،
پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم
پيشاني ار ز داغ گناهي سيه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ريا
نام خدا نبردن از آن به كه زير لب،
بهر فريب خلق بگوئي خدا خدا
ما را چه غم كه شيخ شبي در ميان جمع،
بر رويمان ببست به شادي در بهشت
او مي گشايد … او كه به لطف و صفاي خويش،
گوئي كه خاك طينت ما را ز غم سرشت
توفان طعنه، خنده ي ما را ز لب نشست،
كوهيم و در ميانه ي دريا نشسته ايم
چون سينه جاي گوهر يكتاي راستيست،
زين رو بموج حادثه تنها نشسته ايم
مائيم … ما كه طعنه زاهد شنيده ايم،
مائيم … ما كه جامه تقوي دريده ايم؛
زيرا درون جامه بجز پيكر فريب،
زين هاديان
راه حقيقت، نديده ايم
آن آتشي كه در دل ما شعله مي كشيد،
گر در ميان دامن شيخ اوفتاده بود؛
ديگر بما كه سوخته ايم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود
بگذار تا به طعنه بگويند مردمان،
در گوش هم حكايت عشق مدام! ما
“هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جريده عالم دوام ما”
سهراب! قایقت ساخته ام... قایق افتاد به آب...آب هم میل به رفتن دارد... لیک دیگر پشت دریا شهر نیست... هست اما شهر رؤیای تو نیست...! آدمان آن شهر دگر از فقدان عشق، میل به کشتن دارن... و مرا نیز دگر شوق آن رفتن نیست...{ از شاعر گرانقدر ولیرضا..روحش شاد
}
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 51 دقيقه قبلهر چند کمی راه غریب است بیا/ اینجا جهت قبله عجیب است بیا/ من نقشه کشیده ام برایت حوا/ اینجا همه چیز شکل سیب است بیا
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 51 دقيقه قبلبا کوچه آواز رفتن نیست
15 سال و 5 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبلفانوس رفاقت روشن نیست
نترس از هجوم حضورم
چیزى جز تنهایى با من نیست
شب هست و شوق شب كشتن نیست...
یکی درد و یکی درمان پسنده
15 سال و 5 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبل توسط موبایلیکی وصل و یکی هجران پسنده
من از درمان و درد و هجران
پسندم آنچه را جانان پسنده
(باباطاهر {روحش شاد})
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
14 سال و 9 ماه و 27 روز و 2 دقيقه قبلحق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
" بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست
قیصر امین پور
دلم میخواد
14 سال و 6 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 42 دقيقه قبلدلم میخواد که چشماتو بپیچم توی یک سيگار
دلم میخواد جوونترشم دوباره قبلِ هر دیدار
دلم میخواد باهات باشم مثِ یه خال رو سینهت
دلم میخواد دوتا دستام یه هیزم شن تو شومینهت
دلم میخواد که یه آهنگ توی گوشی تو باشم
تنت دنیاییه، من هم میخوام مارکوپولو باشم
دلم خیلی چیزا میخواد: چشاتو واسه نقاشی
یه خونه – حتا نُقلی – که تو پشتِ پنجرهش باشی
میخوام جا خوش کنم دائم تو تاکستانِ لبخندت،
تو چشم تو که یه دشتِ پر از قرقاول و اسبه...
میخوام گم شم تو آغوشت که سیب سرخ ممنوعهس
بهشت وصلهی ناجوره که به آدم نمیچسبه!
تو چی میخوای از این دنيا؟ بگو! غول چراغ اینجاست!
اگر چه خالیه دستاش ولی قدِ تو بیپرواست
همین که کل دنیا رو برات زیر و زبر کرده
تمام راها رو رفته که به سمتِ تو برگرده!
بگو تا که خدا رو هم بیارم از تو عرش پایین
بگو تا حتا بودا رو بپوشونم یه شلوارجین
چی میخوای؟ تنها لب تر کن که با تو حله هر مشکل
کنار تو شناسنامهم نمیشه تا ابد باطل
میخوام جا خوش کنم دائم تو تاکستانِ لبخندت،
تو چشم تو که یه دشتِ پر از قرقاول و اسبه...
میخوام گم شم تو آغوشت که سیب سرخ ممنوعهس
بهشت وصلهی ناجوره که به آدم نمی چسبه!
یغما گلرویی