زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است...................تا در آن دوست نباشد ..........همه درها بسته است ........در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ................عطر جان پرور عشق ...........گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز ..........دانه هارا باید از نو کاشت .................آب و خورشید و نسیمش را از مایه ی جان خرج میباید کرد ........رنج می باید برد .............دوست می باید داشت ........با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد ............با سلامی که در آن نور ببارد لبخند ...........
1390/01/16 - 18:20 در
عاشقانه زیستن