دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خدا منتظر است .... >>>>> دیدگاه >>>>>

1390/01/23 - 23:35
1 ديدگاه
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

امروز صبح وقتی از خواب برخاستی ، تو را تماشا کردم و امید داشتم که با من حرف بزنی ؛ فقط چند کلمه ؛ و یا از من به خاطر اتفاق خوبی که دیروز در زندگی تو افتاد تشکر کنی ؛ اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی .
هنگامی که می خواستی از خانه بیرون بروی می دانستم که می توانی چند دقیقه ای را توقف کنی و به من سلام کنی ؛ اما تو خیلی سرگرم بودی . زمانی که 15 دقیقه بیهوده روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را تکان می دادی ، فکر می کردم که می خواهی با من سخن بگویی ، اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس گرفتی تا از چیزهای بی اهمیت بگویی . من با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را نگاه می کردم ، ولی تو آنقدر مشغول بودی که چیزی به من نگفتی .
موقع خوردن ناهار متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی با من حرف می زنند ، اما تو چنین کاری نکردی . باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو سرانجام با من حرف بزنی . به خانه رفتی و به نظر می رسید که کارهای زیادی برای انجام دادن داری . بعد از انجام چند کار ، تلویزیون را روشن کردی و وقت زیادی را در برابر آن سپری کردی .
من باز هم با شکیبایی منتظر ماندم تا بعد از تماشای تلویزیون و خوردن غذا با من حرف بزنی . هنگام خوابیدن گمان کردم که خیلی خسته ای . بعد از گفتن شب به خیر به خانواده ، سریعاً به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی . مهم نیست ؛ شاید نمی دانستی که من همیشه با تو هستم .
من بیش از آن چه تو بدانی ، صبر پیشه کردم . من حتی می خواستم به تو بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی .
من ، به تو عشق می ورزم و هر روز منتظرم که تو با من حرف بزنی .
چقدر مکالمه یک جانبه و یک طرفه سخت است !
بسیار خوب ، تو یک بار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یک بار دیگر به خاطر عشقی که به تو دارم منتظر خواهم ماند . به امید این که امروز کمی از وقتت را به من اختصاص دهی .
روز خوبی داشته باشی .
« دوست تو ، خدا »

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 56 دقيقه قبل

بازنشر

(5 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)