دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای آزادی اگر آمدی … (لطفا برای دیدن ادامه مطلب به دیدگاه مراجعه شود)

http://www.facebook.com/home.php?sk=group_199402246759812&view=doc&id=20353461967990...ap=1
1390/01/27 - 20:04 در نسل آریا فرزند ایران
7 ديدگاه
آزاده ایــرانی

آی آزادی!
اگر روزی به سرزمین من رسیدی، در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه با لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی سرد وترسناک نیا.
برای مان از مرگ نگو.
به گورستان نرو ،
گورستان پایان است، نباید آغاز باشد.
این بار توی دهان هیچ کس نزن، وعده ی توخالی نده، نفت را بر سر سفره ها نیار، نان مان را بر سر سفره ها یمان باقی بگذار.
از آب و برق مجانی نگو؛ از تلاش انسانی بگو، از سازندگی و آبادانی بگو
از تعهد کور نگو ، از تخصص و دانش و شور بگو
آی آزادی!
اگر روزی به سرزمین من رسیدی، با شادی بیا, با چادر سیاه و تهجر و ریش نیا، با مارش نظامی و جنگ نیا، با آواز و موسیقی و رنگ بیا.
با تفنگ های بزرگ در دست کودکان کوچک نیا،
با گل و بوسه و کتاب بیا.
از تقوا و جنگ و شهادت نگو، از انسانیت و صلح و شهامت بگو.
برایمان از زندگی بگو، از پنجره های باز بگو،
دلهای ما را با نسیم آشتی بده، با دوستی و
به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم،……..
چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت.
به ما شان انسان بودن را بیاموز،…..
به خدا, ” خود” خواهیم رسید.
آی آزادی!
اگر به سر زمین من رسیدی ، بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار، مهرت را در دل های ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم.
با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری! بدانیم که آزادی یک نعمت نیست، یک مسولیت است.
به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است!
ما را با خودت آشنا کن، ما از تو چیز زیادی نمی دانیم. ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم. ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم.
ای نادیده ترین! اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم.
هان! آی آزادی!
اگر به سرزمین ما آمدی، با آگاهی بیا,
تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم، تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که تو را از ما بدزدند، تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم.
آخر می دانی؟
بهای قدمهای تو بر این خاک خون های خوب ترین فرزندان این سرزمین بوده است. بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست.
پس این بار با آگاهی بیا
با آگاهی, با آگاهی, با آگاهی, با آگاهی

15 سال و 5 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 55 دقيقه قبل
mob

دیدگاهت فقط حرف دل با استفاده از مشاهدات و حلاجی های مبتدی یانه و بسیار سطحی بود ، خمینی کبیر یکی بود و دیگر تکرار شدنی نیست ، عجب مخی بود خداییی...

15 سال و 5 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل
mob

تهجر =تحجر ! این فکر کنم بیشتر خنده داشته باشه ( به جز کپی پیست)

15 سال و 5 ماه و 1 روز و 1 ساعت و 56 دقيقه قبل
mob

حیف بحث جامعه شناختی و سیاسی اینجا جاش نیست ، وگر نه این مطلب موضوع خوبی برای بحث هست ، البته همچنین وقتش

15 سال و 5 ماه و 1 روز و 1 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)