دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب بود باران نمي باريد……….شکوفه لبخند نمي زد………… اولين شب بود و پي اش هزار شب و پيشش هيچ شب…………..از آسمان برف مي آمد و تو نگاهت را در کوله باري خواستني گذاشتي و عزم رفتن کردي……… فاصله ي نگاه تو تنها به اندازه ي يک نت بود………نه يک پرده…….تنها نيم پرده………..ديگر اشک هايم هم برايت حرمت نداشت…………… به پنجره((ها)) کردم…………….چقدر برف….:.((عزيز امشب نرو برف هم بهانه اي است براي نرفتتنت………)) و تو ………….ساده حتي بي هيچ لبخندي يا حتي کلامي رفتي……….. و امروز فرداي ديشب……………………عجب فاصله ي نگاهمان را زياد کردي………….

بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)