دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بازم صداش مث اون آهنگای غمناکی شده بووده که با ویولون میزنن و جیگر آدم کباب میشه .. نفس عمیقی کشید با یه آه کش دار دادش بیرون و به حالت خیلی مات با چشمای حسرت بارش به جلو خیره شد .. شاید اون موقع من حسش خوب درک نکردم .. اما حالا بیشتر از خودش میفهمم که چی اون لحظه بهش گذشت؛ که فقط سکوت رو قابل دونست برای شنیدن حرفاش ..

7 ديدگاه
پسرک

شاید اینجا یکم مهربونانه باش برخورد کردم .. اگه سردش داد میزدم که لعنتی بگو اون چشمات چی می خوان شاید کار به اینجا نمی کشید ..

15 سال و 4 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 37 دقيقه قبل
پسرک

منو چه به این مزخرفا .. امروز که هوا خوب .. چندتا عکس از کوچه گرفتم با آفتابی که داشت غروب میکرد . زیرش نوشتم زیر پوست تیر چراغ برق هایی که خیلی کارشون دقیقه آفتاب که میره خیلی با متانت روشن میشن ..

15 سال و 4 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 34 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)