دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مي دانم ، ميرسد روزی كه بدنت وجودم را تمنا می کند و لب هایت بوسه هایم را آری خوب می دانم، میرسد روزی که با شنیدن حروف...... گردش خون در رگ هایت متوقف می شود قلبت یخ میزند دروغ نمی گویم شاید همین امروز شاید فرداها دلت برای کبودی لبهایت تنگ می شود عزیز گذشته هایم من بر نمی گردم بیهوده تلاش میکنی فردا که تو را می بینم حس تلخ نفرتي كه از خودت به جا گذاشتي را فراموش نکرده ام آینده ام را با نفرت می گذرانم اما بر نمی گردم

1390/02/10 - 11:54
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)