دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1390/02/13 - 11:54 در میکده
2 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

چگونه بی قرار نباشم
...مگر قرار نبود
چگونه دست دلم را بگیرم
ودر كنار دلتنگی هایم
قدم بزنم
در این خیابان
كه پر از چراغ و چشمك ماشینهاست
!نه آقایان
مسیر من با شما یكی نیست
از سرعت خود نكاهید.
من آداب دلبری نمی دانم
كرشمه بلد نیستم
من تنها مادری نگرانم
مادری نگران برای دخترم
مادری نگران برای مادرم
مادری نگران برای تو
كه سرفه می كردی
و صدایت
...گرفته به گوش می رسید

15 سال و 4 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 26 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

اهل سفر نبودم

کنار خانه ی ما راه زدند

و بعد

اتوبوس ها را به کار انداختند

این گونه شد که از آنجا گریختیم

حالا

بر پنجره مه گرفته مسافرخانه ها

نام دهکده را مشق می کنم

و در رویاهایم

اسبی وحشی و سپید

شیهه می کشد...

15 سال و 4 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)