دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بحرین عزیز برای تو نوشتم برای تو که تا سال 50 خورشیدی استان چهاردهم همین ایران خودمان بودی.کوچک بودی و عزیز حتی نصف مساحت قشم را هم نداشتی که انگلیس همین که خون میریزد و داغدار میکند و بعد فارغ از زمانه عروسی مطلقه هایش را آذین میبندد و به روی همایونی اش نمیآورد به یکباره آمد و فکر جدایی از ایران را به سرت انداخت .خوابت پریشان شد پریشانش کرد .در حالیکه کوچک بودی و ضعیف.فاصله ها داشتی تا پریدن و اوج گرفتن.شدی مستعمره ی انگلیس نشان به آن نشان که رنگ سفید را به نشانه ی صلح با بریتانیا به پرچمت افزودی.دیگر پرچمت رنگ غیر گرفت.دیگر خلیفه ات شده بود حَمَد,حمدش میکردی.تا ایکنه که خون در خیابان هایت غوغا کرد.اینجا بود که فهمیدی زود رفتی.هیچگاه ندانستی ایران چه سالها چشم به راهت ماند .دورادور خبرت را میگرفت از هر # مخاطب مسافر.این شد که شدی بحرین .آری بحرین همین دو چشم گریان ما بود بسویت.چشمانمان این روزها نگرانت شده .این روزها دیگر دلش را نداریم خبرت را از هر مسافر جویا شویم.میترسیم که لب باز کند و بگوید کودکی را محکوم کردند به حبس ابد /اعدام.

1390/02/13 - 20:26

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)