دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
15 سال و 4 ماه و 20 روز و 13 دقيقه قبلهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم.
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
در نهان خانه ی جانم، گل یاد تو درخشید.
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم،
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم.
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو ، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت،
من ، همه محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام،
بخت، خندان و ،زمان رام.
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب.
شب و صحرا و گل و سنگ،
همه، دل داده به آواز شباهنگ.
یادم آید، تو به من گفتی:"از این عشق حذر كن!
لحظه ای چند بر این آب نظر كن!
آب، آیینه ی عشق گذران است.
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهر، سفر كن!"
با تو گفتم:"حذر از عشق ندانم.
سفر از پیش تو هرگز نتوانم،
نتوانم!"
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر لب بام تو نشستم.
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم.
باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم،
تا به دام تو در افتم، همه جا گشتم و گشتم،
حذر از عشق ندانم،
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم!
اشكی از شاخه فرو ریخت.
مرغ حق، ناله تلخی زد و بگریخت...
ماه بر عشق تو خندید.
اشك در چشم تو لرزید،
یادم آمد كه دگر از تو جوابی نشنیدم،
پای در دامن اندوه كشیدم،
نگسستم، نرمیدم...
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم،
نكنی دیگر از آن كوچه گذر هم...!
بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم...! ..........................