دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

٭٭داستان طناب شيطان٭٭ ........... دیدگاه .........

1390/02/26 - 00:35 در داستان کوتاه
1 ديدگاه
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

مردي کنار بيراهه اي ايستاده بود.
ابليس را ديد که با انواع طنابها به دوش در گذر است.
کنجکاو شد و پرسيد: اي ابليس، اين طنابها براي چيست؟
جواب داد: براي اسارت آدميزاد. طنابهاي نازک براي افراد ضعيف النفس و سست ايمان، طناب هاي کلفت هم براي آناني که دير وسوسه مي شوند.
سپس از کيسه اي طناب هاي پاره شده را بيرون ريخت و گفت: اينها را هم انسان هاي با ايمان که راضي به رضاي خدايند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذيرفتند. مرد گفت: طناب من کدام است ؟ ابليس گفت: اگر کمکم کني که اين ريسمان هاي پاره را گره زنم، خطاي تو را به حساب ديگران مي گذارم.
مرد قبول کرد. ابليس خنده کنان گفت: عجب، پس با اين ريسمان هاي پاره هم مي شود انسان هايي چون تو را به بندگي گرفت!

15 سال و 4 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 56 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)