دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

و خدايي كه در اين نزديكي است !

1390/02/29 - 17:19 در داستان کوتاه
1 ديدگاه
گـلـپــری

مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن !

یک سار شروع به خواندن کرد، اما مرد نشنید.

فریاد بر آورد: خدایا با من حرف بزن !

آذرخش در آسمان غرید، اما مرد گوش نکرد...

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: خدایا بگذار تو را ببینم !

ستاره ای درخشید، اما مرد ندید.

مرد فریاد کشید: یک معجزه به من نشان بده !

نوزادی متولد شد، اما مرد توجهی نکرد.

پس مرد فریاد زد: خدایا لمس کن و بگذار بدانم که اینجا حضور داری !

در همین زمان خدا پایین آمد و مرد را لمس کرد، اما مرد پروانه را با دستش پراند و به راهش ادامه داد !!!

" و خدایی که در این نزدیکی است "

15 سال و 4 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 28 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)