دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک فنجان سیگار نیم لقمه ای اندوه چند قاشق چای خوری حسرت این، صبحانه من هرت می کشم فنجانم را تا ته می کشم ، دود می شوم، خاکسترم درآسمان، ابر بی بار خیال: که دستانت دوست با دستان من لقمه میکردند هر صبح قلب طلوع را منم گر می کشیدم آن همه فریاد بود ازشعرها از شور ها حال میکشم این بار بر اسم تو هاشورها صبح دیگرشاید برایم ظهر عاشورا

1390/03/01 - 13:40 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)