دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به مناسبت سالگرد يار دبستاني مان كيانوش آسا (دیدگاه)

1390/03/02 - 16:05 در نسل آریا فرزند ایران
5 ديدگاه
آزاده ایــرانی

بر سرو قامتت سلام برادرم كيانوش !
بر جسارت قلبت درود ... چقدر ميتوان سرود از تو در اين شبهاي تار كه هر رويشي در نطفه خفه است ! چقدر ميتوان نوشت از دل پر دردت از روح سركشت براي بالاترين حق, آزادي
پيش از اين هرگز تو را نشناخته بودم اما اينك اگر چه راهها را بستند , زبانها را بريدند, قلمها را شكستند , به پاها زنجير بستند و گلوها را خاموش كردند , اما من با نام تو زنده شدم!شايد با خون... تو نميدانم...
حال به شب پرستان بگو هر چه ميخواهند بگيرند و ببندند و بر دار كشند , اما گو به آنان كه ما بيشمارانيم !ما بيشمار جانهاي پاكي هستيم كه در اين راه به خاك افتاده ايم اما استبداد هرگز خللي در ايمانمان وارد نكرد !
كوهها جنبيدند و تار و پود كالبد زخم خورده ما از جاي خود تكان نخورد. اگر چه اينك يك واقعيت ,يك تراژدي غم انگيز در ميهنمان, در حال به وقوع پيوستن است و فرزندان بيگناهِ و رشيد اين مرز و بوم اكنون به گناه ناكرده اسير زنجير جلادانند اما چه بيم ! چه باك ! ما از نسل خورشيدم ,از نسلي كه طليعه درخشانش ما را به سوي راه كيانوش و ندا و ... رهنمون است .
ببينيد كه تركه هاي سياه شب چهره ميهنم را سياه كرده اند ! وقتي كه در شهر من چوب حراج بر پيكر انسانيت ميزنند چقدر سخت و ظالمانه است سكوت !
پيوندهاي قلبم از ياد رفتن تو به ارتعاش در مي آيند! از تصور صحنه پيكر متلاشي شده تو در قعر مخوف سياهچالهاي جهل و سبوعيت.از مظلوميت نگاه تو كه بار اول در عكس ديدم و به خاطر سپردم. از همه آنچه كه اين روزها ديدم و به خاطرش سرودم و نوشتم..
چقدر از نگاه تو كه هرگز نديده بودم نوشتم,
چقدر از خون ندا كه از باغ چهره اش چون گل شكفت سرودم,
چقدرصداي فرياد برادرانم كه كوچه را پر كرده بود را در ذهنم مرور كردم,
چه تصويرها كه در اين مدت ,از نگاه آخر بچه ها وقتي كه آنها را به اوين ميبردند كشيدم ..
هنوز تارهاي اعصابم از صحنه پرتاب كردن خلق بيگناه از بالاي پل تير ميكشد ...
آري آري ما مانديم با اين همه درد و شما همه رفتيد ,ما مانديم ما كه با هم الفباي عشق را ياد گرفتيم و با هم الفباي خشم را معني كرديم !
ميخواستم بر بالاي مزارت اشك بريزم و به سوي خدا فرياد بزنم كه به كدامين گناه ! چهره مهتاب گون ياران من به كدامين گناه دشت آلاله هاست...
پيكر رشيد برادرانم چرا در باد شقاوتها خميده ,چرا اين مردان عاشق سر به دارند...

15 سال و 4 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 2 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)