دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عشق، یعنی که تکان خورده ... :::> دیدگاه

1390/03/03 - 21:46 در چهار راه
3 ديدگاه
گـلـپــری

عشق، یعنی که، تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم


دست در دست هم اصلا ندهیم و نرویم

مگر آن وقت که دیوانه و تنها بشویم


عینک تیره و تیپ و هیجان و بلوتوث

همه جا چشم به راه اس ام اس ها بشویم


عشق ، یعنی من و تو ، هیچ نگوییم به هم

زیر عینک، خرکی محو تماشا بشویم


تکیه بر هیچ نهادی ندهیم و خودمان

خودکفایی بنماییم و متکّا بشویم


گر که دیدیم که پولی به زمین افتاده ست

متفاهم ، متبسّم شده ، دولّا بشویم


عشق ، یعنی که فقط عاشق پیتزا نشویم

گاه بریانی و گاهی لازانیا بشویم


نتواند احدی تفرقه ایجاد کند

جمعمان را بزند برهم و منها بشویم


آنقَدَر کم شود این فاصله هامان که شود

جلوی تاکسی ِ شهری من و تو ، "ما " بشویم


عشق ، یعنی من وتو راز دل هم باشیم

نه که مشهور تر از وامق و عَذرا بشویم


من وتو ؟...نه !...تو و من ...ما ؟...تو و من ؟...نه !...من وتو

بختمان یار شود آدم و حوّا بشویم


چشش از میوه ی ممنوع ؟ - همین باد حلال !

با همین طنز دلی صاحب فتوا بشویم


عشق ، یعنی دل من با دل تو جور شود

"بشوم " با " بشوی " جمع شود ، تا " بشویم "


من وتو پنجره هستیم پر از گرد و غبار

شیشه را پاک نماییم که زیبا بشویم


- نه که آن پنجره باشیم به ماشین ِ طرف

وقت آشغال پرانی همه جا وا بشویم –


آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

15 سال و 4 ماه و 40 دقيقه قبل
آرمین│a℞ℳ iℕ

مــــرســـــــــــــــــــــــــــــی

15 سال و 4 ماه و 28 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)