دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خاطره ای از شاعرخوب استاد محمدرضا عبدالملکیان درباره استاد خسرو شکیبائی. "حدود ده سال پیش باشکیبایی برای خواندن مجموعه شعر مهربانی همکاری داشتم وشکیبایی به مدت سه ماه بی وقفه برای خواندن این مجموعه زحمت کشید و زمانی که برای ضبط به استودیو رفتیم تمام اشعاررا از حفظ بود،هنگام ضبط به شعر «نامه» که رسیدیم شکیبایی چنان متاثراز این شعر بود که سه بار بغض کرد و گفت درجلسه‌ای دیگر این شعر را ضبط کنیم. و این برخورد او باشعر هیچ گاه از ذهنم پاک نمی‌شود."

1390/03/09 - 14:08 در چهار راه
6 ديدگاه
امیر کریمی

مادر سلام

خانه ات آبادان
گفتم که خانه ات
در نامه تو خواندم و دانستم
بیداد زخم ظالم موشک
سقف گلین خانه ما را به خاک ریخت
مادر غمت مباد که پاهای ما به پاست
دست تو دست من دست هزار من
می سازد و دوباره می آغازد
هر آن چه را که تیر فتنه می اندازد
گفتی آن شب که موشک آمد و ویران کرد
مریم به خواب بود
فردا فقط عروسک خونینش بر جای مانده بودم
یک هفته بعد نیز یک پیرمرد
دست به خون نشسته مریم را
از قلب سبز باغچه سرخ خانه اش
در لابلای گریه گلها جست
مظلوم کوچکم اینگونه در شقاوت
ظلمی بزرگ سوخت
مادر غمت مباد که تاریخ جنگ ما
با خون پاک و روشن مریم
نوشته خواهد شد

15 سال و 3 ماه و 22 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبل
منصوره

سلام به امير كريمي عزيز مثل هميشه فوق العاده اس

15 سال و 3 ماه و 22 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)