ای تکیه گاه من !ای پناه من! آرام آرام از زمین خود پرستی رها می شوی و در آسمان عبودیتش اوج می گیری . هر بالی که میزنی افقی بازتر را فرا راه خود می گشایی و با هر تلاش ، او را بیشتر لمس می کنی، مگر نه اینکه " والَذّینَ جاهَدُ و افینا لَنَهدِیَنّهُم سبلَنا" آنانکه در مسیر ما تلاش می کنند، راهها یمان را نشانشان می دهیم . آنقدر آفاق دیدت وسعت و چراغهای دانشت عظمت و چکاد آرزوهایت رفعت می یابد که او راهمه چی می بینی و همه چیز را نشانی از او، نه که در همه جا و همه چیز، خود او، وآن وقت است که با او انس می گیری، چرا که امید و اتکاات را از همه بریده ای . " یا اَنیسَ مَن لا انیسَ لَه." و در کنارش می نشینی " یا جَلیسَ مَن لا جَلیسَ لَه." و عظمت دوست آنقدر دلت را فرا می گیرد که نمی دانی از کجا شروع کنی و کدامین درد را بازگو کنی .
1390/03/14 - 22:17 در
Ayehaye Vahy