دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شازده کوچولو از بیابان گذشت و جز یک گل به چیزی برنخورد، گلی که سه گلبرگ داشت، گلی ناچیز… شازده کوچولو گفت: سلام. گل گفت :سلام. شازده کوچولو با ادب پرسید : آدم ها کجا هستند؟گل که یک روز کاروانی را در حال عبور دیده بود گفت: آدمها؟! گمان می کنم شش هفت تایی باشند. من ایشان را سالها پیش دیدم. ولی معلوم نیست کجا می شود گیرشان آورد. باد آنها را با خود می برد. آدمها ریشه ندارند...

1390/03/17 - 03:16 در برای مخاطب
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)