دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خودش هم باورش شده بود که تنها میمیرد ..

18 ديدگاه
aynor

رفت تا کسی اشک نبودنشو نبینه...خواست باور کنه همیشه تنهائی بهترین رفیقشه...ولی باز تنهائی ...تنهاش گذاشت....

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 7 دقيقه قبل
زامبــــی

بایستم کنار آن
یا که اینجا بخوابم و از آن به آسمان بروم؟

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 58 دقيقه قبل
پسرک

میترسم کوچه علی چپ از تنهایی دق کند .. بی عابر بودن سخت است .. کوچه بهتر می داند ..

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 54 دقيقه قبل
زامبــــی

کوچه ها لو دادند .. تو جوری به جستحو برو که گویی راهی نمانده است

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 50 دقيقه قبل
پسرک

یک سرم اینجاست . .آن سرم راه به بی راهه دارد .. شاید کوه .. شاید بیابان .. شاید قبرستان...

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 47 دقيقه قبل
زامبــــی

شما همه همین جورید ... به جایی میروید که نمیدانید

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبل
پسرک

من هیچی از آهو کم تر ندارم .. از دوری صیاد است ... به هرگوشه دوانم ..

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 40 دقيقه قبل
زامبــــی

آهو بوی پیام از چمن دید و صیاد ندید .... علم و عمل فسانه است .....

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبل
زامبــــی

جای خالی ِ نگاهی را میبینم ,که زمانه ام را بهانه گیر کرده است

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبل
پسرک

حواست پرت شده .. جای حسرت هایش است ...

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 13 دقيقه قبل
زامبــــی

مثل ِ آن روزها ... پشت ِ پنجره ننشسته ام اما تو بگو حسرت ... من میگویم خیال / این حسرت ها به قلب لحظه هام نمیروند / آنها قایق بادبانی اند در بستر آب

15 سال و 3 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 44 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)