دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادش بخیر:...

1390/03/25 - 02:49
3 ديدگاه
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

خط کش هایی که محکم میزدیم به مچ دستمون دستبند می شد...
یادش بخیر:...
کارت صد افرین میدادن کلی کیف می کردیم و هزار افرین ذوق مرگ می شدیم.
یادش بخیر:...
پی پی پینیکیو پدر ژپتو،گ گ گ گربه نره روباه مکار...
یادش بخیر:...
هر وقت اقای نجار میرفت بیرون،وروجک یه خرابکاری میکرد.
یادش بخیر:...
دستمال من زیر درخت البالو گم شده!! خبر داری ؟؟ نه نه ،بی خبری ؟؟ نه نه
یادش بخیر...
ماه رمضون که میشد اگر کسی میگفت روزه ام،بهش میگفتیم زبونتو در بیار بیبنم
راست میگی یا نه !!...
یادش بخیر:...
اون وقتا مچ دستمون رو گاز می گرفتیم بعد با خودکار روز گازمون ساعت
می کشیدیم،مامانمون هم واسه دلخوشی امون از ما می پرسید ساعت چنده؟؟..
ذوق مرگ می شدیم
یادش بخیر:...
وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم الکی مداد رو بهونه میکردیم و بلند
می شدیم می رفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم...
یادش بخیر:...
تیتراژ شروع برنامه کودک و اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتشو و ناراحت
بود و هی راه میرفت و یه دفعه پرده کنار میرفت و می نوشت برنامه کودک و
نوجوان.با اهنگ وگ وگ وگ، وگ وگ وگ وگ وگ، وگ وگ وگ...

15 سال و 3 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 30 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)