دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اما، حقیقت این است که امروز به راستی تنهایم! منم و گندمزار و این مه که دم به دم نزدیک تر میشود. که خاموش در برابر این گندمزار به زانو درافتاده ام، با هر دانه گندم که بر زمین میافتد، لحظه های زندگی ام را به یاد میاورم که آغشته به آدمها و بس دور از آنان بود. کاش قاصدکی از جهان آنان پیامم میآورد، که تمام عمرم در انتظار قاصدکی بودم. (آرش حجازی)

1390/03/26 - 20:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)