دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرد دسته گل را روی سنگ قبر گذاشت و گفت:خیلی زود از کنارم رفتی.خیلی زود.... به ساعت نگاه کرد.با عجله به سراغ سنگ قبری رفت که چند ردیف جلوتر قرار داشت.دسته گل را روی آن گذاشت و گفت:عزیزم دلم برات خیلی تنگ شده.... به اسم روی سنگ قبر کناری نگاه کرد.آهی کشید و گفت:ای کاش تو و سارا هرگز همدیگر رو نمی دیدید..... تلفن همراهش لرزید.به شماره ی روی صفحه نگاه کرد.دکمه ی بلند گو را فشار داد و با صدای بلند گفت: دارم میام عزیزم.تو ترافیک گیر کردم....... ...........

1390/03/30 - 11:21 در چهار راه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)