دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به نام غمین ترین نام ها: شادی ...روزگاری کودکان این سرزمین بهترین فرداها را انتظار می کشیدند و اما اینک. .

1390/03/31 - 15:30 در دوره
3 ديدگاه
آرمان

به نام غمین ترین نام ها: شادی روزگاری کودکان این سرزمین بهترین فرداها را انتظار می کشیدند و اما اینک. . . سخن از شادی است. دختر 14 ساله ای در مشهد که از 9 سالگی مورد تجاوز پدرش قرار می گیرد و اینک در شرف تکمیل فاجعه زند گی اش است. شادی به روایت خود با پدر و نامادری اش زندگی میکرده. مادرش سالها پیش، پیشتر از آنکه به یاد آورد، بدلیل اعتیاد شدید پدر و بدرفتاریهایش، خانه و دختر را رها می کند. شادی محروم از مهر مادر، از نه سالگی مداوماً مورد شکنجه و آزار شدید جنسی پدر قرار می گیرد. شادی اینک در پانسیونی در شهر مشهد در شرایطی به غایت سخت و دهشتناک روزگار می گذراند، میان دخترانی که سالها از او بزرگتر اند. پدر معتاد به شیشه، دختر را مورد تعرض جنسی قرار می داده است، و با تلقین اینکه همه پدران اینکار را با دختران خود می کنند، مانع از افشای تلخی این حادثه تکان دهنده می شود. نامادری شادی، اما تکیده از فاجعه، افشای راز می کند تا شاید شادی، راهی به رهایی یابد. علیرغم واقعیات غیر قابل کتمان اما، دادگاهی در مشهد با چشم بستن بر ابعاد فاجعه ای انسانی، تنها حکم به گرفتن تعهدی از پدر می کند تا شاید پدر را از فاجعه ای که مداوماً رخ می دهد، بازدارد! دخترک حتی متهم به خیال پردازی و دروغ گویی می گردد. تنها به استناد آزمونی تا بدان حد طولانی و فرسایشی که شادی در طول آزمون خوابش میبرد! بناچار فردی در کنار شادی می نشیند تا به دخترک کمک کند، پاسخ انبوه سوالات گنگ و عجیب را بدهد. پاسخی که در نهایت ادله قاضی شد برای خیال پرداز معرفی کردن شادی! فاجعه اما ادامه داشت. . . پدر معتاد به شیشه، قصد فروش دختر را می کند. نحیفی و نزاری شادی اما سودای هیچ خریداری را بر نمی انگیزاند. پندار جنون و شهوت پدر اما سیری نداشت... قصد جان اینبار در ذهن تباهی ها مجال می یابد. زمانیکه پدر برای خلاصی از شادی و شاید عذاب خویش، او را به زیر اتوبوسی هل میدهد. شادی، اما نمرد. . . ماند، تا روح و جسم رنجورش، هتک بیشتری را تحمل کنند. نامادری به رقت آمده از وضعیت موجود دست به دامان بهزیستی و خانواده پدری می شود. جواب بهزیستی اما ساده بود و کوتاه: «نه! پدر و مادرش زنده اند، جایی و پولی برای کودکان بد سرپرست نداریم!». و خانواده پدر: عمه و عمو دامان خویش برچیدند که مبادا لکه ننگی دامانشان را بیالاید. دخترک توسط پدر با اتوبوسی و

15 سال و 3 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)