مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه شب که از راه می رسه غربتم باهاش میاد توی کوچه های شب باز صدای پاش میاد من غمای کهنمو بر می دارم که توی میخونه ها جا بزارم میبینم یکی میاد از میخونه زیر لب مستونه آواز می خونه مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه گرمی مستی که میاد توی رگ های تنم می بینم دلم می خواد با یکی حرف بزنم کی میاد به حرفهای من گوش بده آخه من غریبه هستم با همه یکی که آشنا میاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه خسته از هر چی که بود خسته از هر چی که هست راه میوفتم که برم مثل هر شب مست مست باز دلم مثل همیشه خالیه باز دلم گریه تنهایی می خواد بر می گردم تا ببینم کسی نیست میبینم غم داره دنبالم میاد مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه
باز دلم گریه تنهائی میخواد..................
15 سال و 2 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 26 دقيقه قبلمن زیر خط فقر مهربونیاتم یارانه محبت هاتو قطع نکن !
15 سال و 2 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 19 دقيقه قبل
15 سال و 2 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبل