دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باران که می آید مادرم غر میزند که تازه دیروز شیشه ها را تمیز کرده……… پیرمردی توی تاکسی از سوراخ بودن ایزوگام خانه اش مینالد و پسرش که سالی یکبار هم یادی از او نمیکند……. جوان فشن صندلی بغلی هم لابد دلخورست از باران که موهایش را به هم ریخته……. شاید هیچ کس مثل من از باران خوشحال نباشد………… آخر باران که میبارد هیچ کس از خیسی چشمانت سوالی نمیکند………….

1390/04/01 - 20:19 در سرنوشت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)