دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن روز نيامد. اما گنجشكها و ياكريمها دوباره پاي همان كه پيرمرد برايشان نان و برنج مي ريخت جمع شده بودند. فردايش دوباره پيرمرد را . اين بار بدون عصا و كلاه. تكيه داده بود به همان . بالاي سرش نوشته بود: { همه به سوي }

بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)