دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند ترم پیش شب امتحان مدار یه حالت ملکوتی بهم دست داد و این شعر رو گفتم ؛ البته بعد ها فهمیدم که اون حالت ملکوتی نشونه این بوده که قراره درس مدار رو بیوفتم

1390/04/07 - 17:02 در دوره
6 ديدگاه
آقـا اَمـیـن

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!



مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !



خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم

قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !



استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !



مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !



مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !



هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود



رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود



توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!



" مشروط الشعرا "

15 سال و 2 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبل
amir7015

فکر کنم یک حالت شیطانی بوده....از عرفان به دور است

15 سال و 2 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)