دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه با ما بود از ما می گریخت چند روزیست حالم دیدنی ست حال من از این و آن پرسیدنی ست گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفعل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت گفت:ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)