دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به قول خودش صد تا دوست دختر سانتان مانتان داشت ! مادرش اصرار داشت زن بگیره ، بلاخره هم قانعش کرد ! مامانش هم شروع کرده بود به خواستگاری رفتن ولی هر جایی یه مشکلی بود و نمیشد ! یه روز نشستیم گفتیم ای بابا چی شد پس کی زن میگیری ؟! خندید گفت چه می دونم بابا زن گرفتن به ما نیومده ! گفتیم بابا تو که این همه دوست دختر داری یکی از همینا... وسط حرفم پرید گفت نه دیگه نشد ! من زن نجیب می خوام ! نه این عروسکا که هر روز اسباب بازی یه نفر میشن...

1390/04/19 - 00:27 در حجاب
1 ديدگاه
تيغ!

پدرتون حرف خوبي زده (گل از رنگ لعابش پيداست،زن مومنه از طرز حجابش)

15 سال و 2 ماه و 13 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)