دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

راستش را بخواهی که بگویم ... نه کم...نه زیاد... راستش نمی توانم اخم کنم و پای چشم هات بنشینم. خیره به تو بودن مگر بدون اشک هم می شود؟! وقتی با غرور مردانه ات چانه ام را بالا می آوری و صدای بغضت را می شنوم که نمی خواهد بشکند توی گلوت و به چروک های پیشانیم بوسه می زنی و آرام می پرسی که باز چه شده! ...ومن هق هق این دل کوچکم را تاب نمی آورم. و اشک هایم روی گونه ام پهن می شوند از غصه سیاهچاله ای ک پای چشم هات افتاده. چه طور بگویم که باورت شود... من همیشه تو را انتخاب خواهم کرد. همیشه تو را .. ....

1390/04/19 - 15:07 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)