دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شبی از فرط بیکاری نشستم قولنج هر دو دستم را شکستم به دست چپ سپردم پارکر را به دست راست سیگار مضر را نوشتم نامه ای با سوز بالا برای حضرت باری تعالی به جای آدرس در پشت نامه نوشتم مطلعی از یک چکامه ای نامه که می روی به سویش از جانب من ببوس رویش به روی نامه هم مرقوم کردم خودت تنها بخون دورت بگردم جواب نامه رو با یک اشاره بفرما تا پری پستچی بیاره جناب باد آمد نامه را برد به دست حضرت جبرییل بسپرد از اینجا تا به آخر متن نامه کتابت می شود با نوک خامه سلام آقا !خدا حالت چطوره؟ اساساً اصل احوالت چطوره؟ ملک مستخدما کیفور هستن؟ همه با هم رفیق و جور هستن؟ واسرافیل و میکا ئیل خوبن؟ زبونم لال عزرائیل خو بن؟ درخت سیب ممنوعه ات براهه؟ هنوز نزدیک اون رفتن گناهه؟ برا این بنده ی از هر جا رو نده از اون حوری وغلامون چیزی مونده؟ از اون ساندیس و انگور بهشتی برا ما سهم ناچیزی گذاشتی؟ خلاصه قسمت ما رو نگهدار همین حا لا به مسئولینش بسپا ر اگه جویای احوالات مایی خودت واقف تری چون که خدایی ملالی هست غیر از دوری تو

1390/04/20 - 18:29
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)